الشيخ المنتظري
133
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
كم است . توضيح بيشتر اين كه خداوند واحد است ، من و شما هم واحد هستيم ، امّا واحد بودن من با واحد بودن خدا فرق دارد ; اگر گفتيم شما واحد هستى به اين معناست كه زن نگرفته و بچّه هم ندارى و بالاخره ناقص هستى ، امّا واحد نسبت به خداوند به اين معناست كه خداوند بسيط است و هيچ تركّب و نقصى در ذات خداوند نيست . چيزى كه مركّب است ناقص است ، براى اين كه در تكميل خود نيازمند به اجزاء مىباشد ، و ذات لايزال خداوند از جميع جهات بسيط و كامل است و حتّى مركّبِ از ذات و صفات هم نيست ، او كمال مطلق است و همه اين صفات كماليه عين ذات اوست ، اين است وحدت حقيقى خداوند عالم و اين وحدت مخصوص ذات اوست . روى همين جهت است كه مىفرمايند : غير از خدا هر چيزى كه به وحدت ناميده شود كم است . « و كلّ عزيز غيره ذليل » ، « عزيز » به معناى غالب است و در مقابل آن « ذليل » كسى است كه تحت سلطه و تحت فرمان ديگران باشد . خداوند فرمانده است و ديگران فرمانبردار ، بنابراين هر فرماندهى غير از خدا در حقيقت فرمانبردار است و فرماندهى كه فقط فرمانده باشد غير از او وجود ندارد . « و كلّ قوىّ غيره ضعيف » و موجودى غير از خداوند وجود ندارد كه قوّت داشته باشد ، و هر موجود قوىّ در مقابل خدا ضعيف و زبون است . قوّت هر فردى حدّ و اندازه دارد ولى قوّت و قدرت خدا غيرمتناهى است و كسى در مقابل او خوديتى ندارد تا قوّت داشته باشد . « و كلّ مالك غيره مملوك » ، مثلا شما مالك يك خانه ، يك ماشين ، يك مقدارى زمين كشاورزى ، يا مالك مقدارى پول و ثروت دنيا هستيد ، ولى خدا مالك الملوك است ، همه مالك ها و ملكشان ملك او هستند . پس مالكى غير از او نيست و غير از او هرچه هست و هركه هست مملوك اوست .